تبليغاتX
أنا عمّار؟

بزرگترین پدیده قرن اخیر در سال یکهزار و سیصد و پنجاه و هفت رقم خورد؛ انقلاب نونهالی که در مقابل مستکبرین سالخورده قد علم کرد و اقتدار آنها را با ارائه الگویی جامع و سنجیده همه را به زانو در اورد و مبهوت خود ساخت  و تبدیل به معشوق جهان اسلام شد. این امر به همت طراحی بزرگ، خمیــــــنی کبیــــــــر (ره) محقق شد. الگویی که زمان از آن عبور نمی کند بلکه آن از زمان عبور کرده است و هر روزه پویاتر از قبل نتیجه می دهد و مشتریان بیشتری برای برش و خیاطی سیاستهای کشورشان به این الگو اقتدا می کنند. همچنان قلم طراحی در دست پدر جانباز ملت است و طرحهای این چند روزه در کرمانشاه از تبیین مفهوم ولایت فقیه تا تشویق به کرسی های آزاد اندیشی، از سد گذاشتن در تفرقه افکنی ها تا جریان داشتن ثبات و انعطاف و ... را به کاغذ ملت قلم زده است.

اما ماچقدر از امام کبیــــــــر و امام حکیـــــــــم انقلاب طراحی آموختیم!؟

رهبر انقلاب امام خامنه ای امروز ندای " أین طراح " سر دادند:

" امروز ( از سوی آمریکا و کشورهای غربی ) سعى ميشود در زمينه‌هاى گوناگون براى جوامع مختلف الگو تراشيده بشود ... ما نیاز داريم براى جوان خودمان، براى نسل نونهال خودمان، الگوهائى را از بخشهاى مختلف مشخص كنيم. "

تا کی قرار است شاهد صرفه جویی در استفاده از پارچه برای تهیه لباسها باشیم و روزبه روز به برهنگی نزدیک شویم؟ تا کی قرار است موضع فیلم های ما صرفاً عشق خاکی باشد و عشق حقیقی برایمان پوسته ای بیش نباشد؟  تا کی قرار است موسیقی مُجاز ما مَجازی باشد؟ تا کی قرار است عروسهای ملی ما همان دارا و سارای صامت باشد؟ تا کی قرار است نه تنها کتب دانشگاهی بلکه کتب شعر و داستان کودکانمان هم ترجمه ای و کپی برادی باشد؟

می دانیم که باید وارد میدان شویم اما قبل از ورود به طراحی نیز موضوع انشاء توسط رهبر عزیزمان مشخص شد:

 " برجستگى‌هاى يك جامعه در اين زمينه‌هاى ذهنى و فكرى و علمى بايد در خدمت تعالى انسان قرار بگيرد. "

پس قلممان را به هر محتوایی آلوده نکنیم و قبل از هر چیز خود را در چشمه کوثـــــــــر تطهیر کنیم.

یـــــــــــــازهـــــــــــــــــرا (س)

نوشته شده توسط الف.م در ساعت  | لینک  | 

نماز برنده ترین سلاح برای نابودی دشمنان خدا و کمال انسانیت و کوبنده ترین سلاح برای دشمنان است.

شهید حمید پورسعید


هفته دفاع مقدس گرامی باد

نوشته شده توسط الف.م در ساعت  | لینک  | 

مقدمه و مؤخره کارشناسم شبیه به هم بود؛ کارشناسیم با کلاسی تحت عنوان "مقدمه علم حقوق" کلید خورد و با کلاسی تحت عنوان "فلسفه حقوق" فروکش کرد.

یکی از نکاتی که  ذهنم را مخصوصاً در این روزهای پایانی مشغول می کرد چگونگی برخورد با اساتید غرب زده و سکولار بود که در غالب دین، فرهنگ، عقل، حقوق بشر، عدالت و خلاصه هر دست آویز دیگری افکار سکولاریستی خود را به دانشجویان منتقل می کردند.۱

خون دلمان را از اساتیدی که کتابهایی پارادوکسیکال با مبانی اسلامی و انقلابی مان مثل عبدالکریم سروش و یا شیرین عبادی (به این ۲نفر به عنوان سرآمد اکتفا می کنم) را معرفی می کنند باید به چه کسی بگوییم؟

خون دلمان از اینکه مبانی اسلام مورد هجوم واقع می شود و مدرنیه را جایگزین علوم ناکارآمد سنتی اسلامی می دانند بابد کجا مطرح کنیم؟

خون دلمان از اینکه انقلاب را ناکارآمد معرفی م کنند و از هر فرصتی برای با خاک یکسان کردند دولت را از دست نمی دهند را باید پیش  چه کسی مطرح کنیم؟

خون دلمان از اساتیدی که از آزادی انتخاب مردم ایران در مورد بی شرمانه ترین حقوق بشر دفاع می کنند را پیش چه کسی ببریم؟

خون دلمان از اینکه در برگه پاسخنامه باید دانشجویان بنویسند که نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بر اساس مکتب پوزیتیویستی۲ اداره می شود به طوری که دقیقاً در مقابل حقوق بشر هستند را باید پیش چه کسی مطرح کنیم؟

این تنها نمونه هایی از اساتید به اصطلاح روشنفکری بودند که در دانشگاههای ما امروزه مثل نقل و نبات یافت می شوند، بگذریم که تا چه حد ذهن دانشجویان مشغول این مهملات می شود. ۴ سال شاهد جبهه نرم ضدانقلاب بودم، هرچند که نباید از اساتید مؤمن و انقلابی  وخداشناس که همواره هادی ما بودند بگذریم.

یاد پیر طریقمان خمینی کبیر (ره) افتادم که فرمودند: " اثر ضربات مهلکی که به این اجتماع خورده است از دست همین روشنفکران دانشگاه رفته ای است که همیشه خود را بزرگ می دیدند و می بینند۳.

 اگر خوراک این ساتید ایدئولوژی بی چون و چرای ایسم های غرب باشد که باید خطرشان را به توان ۱۰۰ رساند.

نحوه برخورد دانشجویان با ین اساتید هم قابل تأمل است. از افرادی که سخنان اساتید گرانقدر خود را بی چون و چرا قبول دارند بگذریم به برخی می رسیم که معتقدند ما می دانیم اندیشه ی استاد صحیح نیست اما اعتراض ما به استاد در مورد این مباحث هیچ تأثیری بر وی ندارد و امکان دارد که به ریش قبایش بر بخورد و در آخر ترم به کلیه حسابها رسیدگی کنند، پس لزومی به تشویش اذهان عمومی نیست! عده ای می گویند: باید زیر آب این اساتید را زد. بعضی افراد نیز می گویند باید درخواست مؤکد اخراج این اساتید را پیگیری کنیم. برخی هم قائل بر این مطلب هستند که با بحث و مشاجره استاد را هدایت کنیم. عده ای دیگر مخالفت خود را با استاد مطرح می کنند هرچند می دانند که معمولاً بر استاد تأثیری ندارد اما بر ذهن دانشجویان آن کلاس تأثیر می گذارد. از حداکثری ترین هدف که نقض مباحث ناصواب مطروحه در کلاس است حتی به حداقلی ترین نیز که هدف کنکاش ذهن دانشجویان در خصوص پیدا کردن نظر درست و اینکه می تواند نظرات استاد هم اشتباه باشد اکتفا می کنند.

اما مبارزه با اساتید فقط به دوران دانشجویی محدود نمی شود. خاکریز دفاع و تهاجم بسیار گستره است هرچند که یکی از خط های مقدم کلاسهای دانشگاه است. به امید اینکه دوباره در این خط مقدم بتوانیم کنار همرزمانمان باشیم.

 


۱. بگذیم که اساتید غرب زده اصرار دارند که دانشجویان را به تحصیلات خارج از کشور سوق دهند.

۲. توضیح استاد در خصوص پوزیتیویسم:

پوزیتویستها می گویند: حقوق هر آن  چیزی است که مستظهر به قدرت دولت است. قواعدی است که دولت از آنها پشتیبانی می کند. پس مثلاً حقوق ایران را در دل قوانین آن باید یافت و لاغیر (!!!). مهر پشتیانی دولت به هر قاعده ای بخورد آن قاعده می شود حقوق (!!!).

۳. صحیفه نور، جلد ۷، صفحه ۱۷۱

نوشته شده توسط الف.م در ساعت  | لینک  | 

رئیس دولت اصلاحات اخیراً دست به تحلیل گری منطقه ای زده است و مدعای خود را با چنین مضمونی عنوان کرده است که ملت هاي انقلابي منطقه دنبال حاكميت اسلام نيستند چرا كه از ديكتاتوري مقدس مي ترسند!

وی گفته است: باعث تأثر است اين موج مباركي كه در خاورميانه و در دنياي عرب ايجاد شده، موج آزاديخواهي، موج ضديت با ديكتاتوري و مي گويند كه بايد اين حالت فوق العاده از بين برود، انتخابات آزاد باشد. اينها خيلي مبارك است ولي در جنبه ايجابي مساله چگونه است؟ اين موج مبارك در كشورهاي اسلامي رخ مي دهد، جاهايي كه اكثريت آنها مسلمان اند. ما خيلي علاقمند بوديم كه در مقابلش بگويند ما مي خواهيم نظام ديني و اسلامي هم حاكم باشد و اگر در ذهن اين جوامع بود كه اسلام با آزادي مي تواند سازگار باشد، با انتخابات آزاد و انتخاب مردم مي تواند سازگار باشد و نه تنها براي مسلمانان اين آزادي براي همه كساني كه در ذيل و ظل حكومت و جامعه اسلامي زندگي مي كنند اين آزادي و حرمت وجود دارد ولو دين ديگري داشته باشند همه شهروند اند و حقوق شهروندي دارند آن وقت مي ديديد امروز موجي كه بود جنبه ايجابي آن هم جنبه اسلامي بود. اما در گذشته نگاه مي كنند به نام اسلام چه جباريت هايي صورت گرفته، در زمان ما هم در همسايگي ما يك حكومت هاي جباري كه با ابتدايي ترين حقوق بشر سازگار نبودند امتحان خود را دادند؛ در افغانستان و در جاهاي ديگر و به نام خدا مي كشتند، زنان را اسير مي كردند، ظلم مي كردند، ترور و سركوب مي كردند و آزادي هاي مردم را مي گرفتند و اين ها را به نام اسلام انجام مي دادند خوب مردم مي گويند اگر بناست ديكتاتوري باشد باز اين ديكتاتورهايي كه هست نامقدس است اگر يك ديكتاتوري مقدس بخواهد بيايد بهتر است كه نيايد ترس از آنهاست... آنچه ما اصلاحات مي ناميم، تداوم انقلاب اسلامي است."

معلوم نیست که رئيس دولت اصلاحات كه در فتنه سال 88، همانند دیکتاتورهای رژيم هاي منطقه، در جبهه مورد حمايت آمريكا و اسرائيل قرار داشت، شماره عینک تحلیلگریش نوسان داشته یا اینکه با عینک دودی به استقبال بیداری اسلامی رفته است که اینگونه از جریانات اخیر تحلیل زیکزاکی و سیاه نماگرایانه را ارائه می دهد! اما در جواب چنین تحلیلهایی باید گفت:

1-  اینکه بخواهید فضای موجود را به اسلام هراسی ملتهای مسلمان تعبیر کنید، تحلیل وارانه ای از سوی آمریکا و صهیونیست است که به راحتی با دیدن کمی از انقلاب  کشورهای مثل بحرین و یمن و مصر ... مثال نقض مستند آن اثبات می شود، به طوریکه مبدأ حرکت این کشورها نماز جمعه و مساجد بود. هر چند که می توان اسلام هراسی را به راحتی در چشمان پرحقد آمریکا و اسرائیل دید که چگونه در این اوضاع به جنب و جوش افتاده اند و در پی محو نمودن نمودهای اسلام مساجد بحرین را چطور توسط سر سپردگان نفت خور ویران نموده اند.

2- ملتهای مسلمان از دیکتاتورهای مقدس نما ترس ندارند چنانچه بر آنها یورش برده اند و تا به امروز نیز اگر دم برنیاورده بودند به علت نبود زمینه و مجالی برای پرداختن به این موضوع بوده است.

3-  چطور ملتهای منطقه در پی حاکمیت اسلام نیستند، در صورتیکه نتیجه نظر سنجی موسسه آمریکایی پیو در مصر صد در صد خلاف این مدعا را ثابت کرده است.

4- اگر منظور شما حکومت اسلامی طالبانی است که البته این هم به نوبه ی خود نسخه اي آمريكايي و صهيونيستي براي كنار زدن اسلام اصيل بوده است و اتفاقاً اسلام ليبرالي جريان هاي سكولار مدعي اصلاح طلبي نيز از اين حيث از همان منبع آمريكايي و صهيونيستي ترويج مي شود و در واقع بنابراين بوده كه طالبان و القاعده را بترسانند و سكولارهاي مسلمان نما را به دام بيندازند و ملت ها را از اسلام ناب دور كنند.

5- رئيس دولت اصلاحات با آن همه خيانتي كه تحت حمايت اركان دولت وي براي اسلام زدايي، ولايت زدايي و ساختارشكني صورت گرفت، چگونه جرئت مي كند ادعا كند كه «ما خيلي علاقمند بوديم مسلمان هاي منطقه بگويند مي خواهند نظام اسلامي و ديني حاكم باشد»؟!

6- در ضمن چه چیزی شما را واداشت تا با ملک عبدالله که خونخوار کودکان و زنان بحرین و یمن و البته پشتیبان مالی و اعتقادی طالبان و القاعده است در ریاض مراوده نمایید!

7- هرچند اگر تحلیل خاتمي هيچ ارزش و اهمیتی نداشته باشد، از يك نظر قابل توجه است و آن اينكه غلبه فضاي اسلام خواهي و مطالبه حكومت ديني در ايران و منطقه، وي را وادار كرده تا به رغم سوابق خيانت آلود پيشين، خود را طرفدار حكومت اسلامي جا بزند. هرچند که خیانتها و سرسپردگی های وی را هیچ گاه فراموش نمی کنیم.

8- چگونه جریان اصلاحات را در تداوم انقلاب اسلامی می تواند دید در صورتی که در روزهای اخیرنیز این ضلع مثلث فتنه  در مورد شایعات بوجود آمده و جو متشنج دولت بیان کرد که "الان زمان آن است كه سكوت كنيم ونظاره گر باشيم".  که بعد از حضور دکتر احمدی نژاد در هیئت دولت و بر فنا شدن تحلیلهای معاندین در این چند روز اخیر ، وی در یک موضعگیری کوتاه وشتاب آلود گفت " هنوز چیزی معلوم نیست ، اعتقاد دارم مسائل ریشه دار تر از این است که با یک حضور تبلیغاتی رفع شود ، آینده مشخص کننده خیلی چیزها است". اما همانطور که می دانیم جریان وابسته به خاتمی و دیگر سران فتنه در ۲ سال اخیر بیشترین بحرانها را برای نظام ساخته و پرداخته اند و هم اکنون نیز با توجه به فضای پیش آمده دنبال طراحی بحران جدید برای نظام با توجه به شرایط حساس منطقه ای هستند.

نوشته شده توسط الف.م در ساعت  | لینک  | 

بخشی از خطبه مادرمان در مسجدد کوفه:

خدا اطاعت و وپیروی از ما را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی و امامت و رهبری مارا عامل وحدت و در امان ماندن از تفرقه ها قرارا داده است.

نوشته شده توسط الف.م در ساعت  | لینک  | 

انبار باروت کشورهای هم پیمان آمریکا در خاورمیانه نیاز به کوچکترین جرقه ای داشت تا فریاد مهیب خود را در برابر تخریب درب استکبار و کفر به جهانیان نشان دهد؛ و این امر در وهله اول باعث به آتش کشیده شدن انبارداران دزد شد، هرچند که برخی از کشورهای منطقه در کف انبار باروتی ندارند اما به نظر می رسد که امریکا هم تمایل دارد در این اوضاع آشفته از آبی که نه گل آلود بلکه خون آلود است نهنگی صید کند.

با اینکه جریانات اتفاق افتاده در بین کشورهایی بوده که سردمدارانشان از ایادی مستکبرانند لذا کشورهایی همچون یمن، بحرین و عربستان که وضیعتی مشابه دارند بیشتر در معرض تاثیر پذیری هستند. اما جالب اینجاست که رسانه های غربی این حرکتها را به کشور سوریه که عضو جبهه مقاومت اسلامی است نسبت می دهند و خبرگزاری یونایتد پرس آمریکایی می نویسد " آیا سوریه هدف بعدی اصلاحات است؟ " که شاید با این ادبیات گره ای بین مصری که هم پیمان اسرائیل و آمریکاست با سوریه ای که هم پیمان ایران و لبنان است بزند و ملت سوریه را به هرج و مرج و مطالبه گری کاذب سوق دهد. با کمی تأمل پیرامون آنچه در خاورمیانه در ماه های گذشته، رخ داد می توان به علت اصرار آمریکا واسرائیل برای ایجاد هرج و مرج در سوریه دست یافت:

اولاً سوریه متحد دو قدرت اسلامی ایران و لبنان در برابر صهیونیست است.

ثانیاً سوریه یکی از همسایگان دیوار به دیوار اسرائیل است که مرز خاکی نسبتاً وسیعی با این رژیم دارد پس موقعیت آنها را در منطقه می تواند تاثیر بسزایی بر موقعیت اسرائیل در منطقه داشته باشد.

ثالثاً  حذف رئیس جمهور آن می تواند باعث تحولاتی در منطقه و در قبال صهیونیست شود چرا که وی همواره در مسائل داخلی لبنان از حزب الله حمایت می کند و یکی از مخالفین سرسخت اجرای توطئه دادگاه بین المللی بررسی ترور رفیق حریری است.

رابعاً لبنان و ایران یکی از موتورهای پرواز خود را از دست دهند و در نتیجه با ضعف وحدت در منطقه روبرو شوند و این امر باعث جولان یافتن امریکا و صهیونیست بر منطقه شود.

در همین رابطه واکنش هوشمندانه بشار اسد نیز جالب است، سایت شبکه العربیه(که به دلیل مواضع اسرائیل پسند در جهان اسلام به العبریه مشهور شده است) با قرار دادن مصاحبه بشار اسد بین اخبار تحولات مصر و راهپیمایی میلیوینی مردم قاهره ، تلاش کرد تا این گونه القا نماید که هدف بعدی برای سرنگونی حاکمان عرب ، کشور سوریه است. بشار اسد در این مصاحبه با تاکید بر این که سوریه ، مصر و تونس نیست ، جریانات جدید در خاورمیانه را برگرفته از الگوی انقلاب اسلامی ایران عنوان کرده است.

پیش از این نیز امریکا جریان رفیق حریری را وارد گود کرد تا در فضایی غبار آلود، لبنان را به مقابله علیه سوریه سوق دهد اما این حرکت با محو شدن سعد حریری از صحنه سیاست لبنان روبرو شد و به مانند تیری بود که به خطا خورده باشد.

از شیوه های اعمال جبهه مستکبران برای تخریب بشار اسد می توان به اطلاعات و آمار کشورهای غربی نگاه انداخت. به طور مثال در حمله يك گروه مسلح ناشناس در شهر درعای سوريه به مردم و كشتار يك كادر پزشكي، رسانه‎هاي غربي هر روز آماري بالا و برخلاف واقع از كشته‎ها اعلام و تلاش مي‎كردند مردم اين كشور را به اغتشاش تحريك كنند.

و در کنار این امر طرح براندازی "بندر بن سلطان" شاهزاده سعودي که گروهک منافق و ضد سوری است، گروه هایی لجستیکی در اختیار دارد که آزادانه در اردن فعالیت کرده، و از مرزهای اردن برای نفوذ به سوریه و اعزام نیروهای آموزش دیده و ارسال سلاح و مواد منفجره استفاده می کنند. هدف اول آنها ریختن به خیابان ها است و در پی آن، هدف دوم درگیری با نیروهای پلیس و امنیتی است که به محل تظاهرات می آیند. و اینجاست که بوی همان فتنه 88 ایران به مشام می رسد. اما باز هم خطرناکترین بخش این عملیات پخش شایعه است؛ عملیاتی که با کمک رسانه ها و شبکه های تلویزیونی مزدور در درعا با موفقیت انجام شد. در این عملیات پس از کشته و یا مجروح شدن شماری از شهروندان، شایعه هایی مبنی بر دست داشتن نیروها و مسئولان ارشد امنیتی در کشتار مردم پخش می شود. و در نتیجه پخش شایعه موجب ایجاد موجی از خشم و نفرت بین مردم به دلیل کشته شدن شماری از شهروندان شده است.

استراتژی ایادی استکبار زدن تیری در تاریکی است بدین نحو که اذهان را بجای توجه به عربستان و بحرین و یمن به سوریه سوق دهد و دلیل طرح براندازی آن به جهت تسلط بر خاورمیانه و از بین بردن وحدت و پشتوانه نیروهای اسلامی است.

نوشته شده توسط الف.م در ساعت  | لینک  | 

با حب یا بغض از علی علیه السلام میزان حق از باطل مشخص می شود. علی علیه السلام دارای شخصیتی دو قطبیست از این جهت که پیروان حق خواه ناخواه به وی جذب و پیروان باطل خواه ناخواه از وی دفع می شوند. در صورتیکه اکثر افراد یا در فکر جذب نیروهای مرغوب هستند و یا در فکر دفع نیروهای نامرغوب، البته یک گروه جالتر هم هستند که نه در کار جذبند و نه دفع، سرشان به کار و زندگی خودشان است. نیروی جاذبه و دافعه علی را هر شخصی نمی تواند محقق کند.

موارد متعددی در منش امام سید علی خامنه ای نیز جذب حداکثری و دفع حداقلی را می بینیم. یک نمونه آن برخورد با سران فتنه و توابعشان است؛ اینقدر امام سید علی خامنه ای نسبت به آنها صبر و طمأنینه نشان دادند تا هر کدام از معارضان و جاهلان با توجه به تدابیر و رهنمودها و اعمال امام در یکی از ایستگاههای راه آهن از قطار فتنه پیاده شدند (و همچنان می شوند) تا در آخر عده قلیل لایتغیر به مقصد خود که همان دره نابودیست سقوط کنند.

آیا امروز با حب و بغض  از امام سید علی خامنه ای میزان حق از باطل مشخص نمی شود؟!

نوشته شده توسط الف.م در ساعت  | لینک  | 

بهزاد نبوی که یکی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب است در برابر ارتباط با امریکا موضعگیری های متناقضی را در دورانهای مختلف می گیرد هرچند که در برخی موارد با بیانیه ها و موضع گیری های گروه خود ( مجاهدین ن انقلاب اسلامی) هم راستا نمی باشد و در تناقضی آشکار با ان نیز می باشد. سازمان مجاهدین انقلاب در سال 70 در قالب بیانیه ای بر علیه آمریکا تنظیم می کند که عنوان "نظم نوین جهانی یا آغاز مرحله جدید از تهاجم آمریکا برای سطه بر جهان "  به تحلیل اوضاع ایران و جهان تبیین استراتژی آمریکا در قبال ایران پرداخت. در این بیانیه با حمله به جناح مقابل چنین آمده است : « آمریکا می خواهد به دنیا خصوصاً روشنفکران القا کند که مفاهیم غربی دموکراسی و بازار اقتصادی امروز نمایانگر تفکر غالب بر جهان است تا با این ترتیب سلطه بلامنازع اقتصادی، سیاسی و ایدوئولوژیک خود را بر جهان تحکیم بخشد... » و راه سازش و مصالحه را مردود دانسته و می گوید: « در واقع نتیجه نهایی راه و خط مشی سازش و مصالحه در وضعیت فعلی پس از یک دوره نسبتاً کوتاه بی تردید به تسلیم بدون قید و شرط و سرسپردگی خواهد انجامید. » و در پایان هم پس از اینکه راههای مقابله با تهدیدات نظامی و اقتصادی را بر می شمرد ، تصریح کرده است: « باید با عزمی استوار ضمن ایمان به توانمندی ها و قدرت الهی و مردمی خود و شکست پذیری قدرت جهنمی آمریکا ، شناخت دقیق نقاط ضعف و قوت خود و دشمن و کاربست استراتژی و تاکتیک های واقع بینانه بر اساس پایبندی به اصول ، در برابر تهاجم آمریکا بایستیم و مشعل پر افتخار اسلام انقلابی را بر دروازه قرن بیست و یکم هرچه پر فروغ تر وتابناک تر به نمایش بگذاریم و نشان دهیم که امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.». حال که با مواضع این سازمان در قبال امریکا آشنا شدیم لازم است که بخشی از دیدگاههای بهزاد نبوی را در قبال رویارویی با جبهه استکبار ببینیم: « ما با  داشتن قدرت و حفظ منافع ملی می توانیم با هر کشوری از جمله امریکا ارتباط برقرار کنیم.» همچنین در موضعی انفعالانه می گوید: « باید به جهان توضیح دهیم که مسأله آمریکا منافع خودمان است و قصد جنگیدن با این کشور را نداریم» البته بهزاد نبوی در گذشته همچون دیگر نیروهای اصولگرا و انقلابی بر دیدگاهی غیر آنچه امروز در مورد آن سخن میگوید پا فشاری میکرد: « انقلاب ما که مورد پذیرش آمریکا نیست فروپاشی اتحاد شوروی تجربه خوبی در این مورد است ، آنها که پس ار فروپاشی کشورشان را در اختیار آمریکا گذاشتند چه کردند؟ و چه به دست آوردند؟ ما اگر با آمریکا رابطه برقرارا کنیم حقیقت انقلاب از دست می رود از طرفی آنها فقط برای عوض کردن رفتارها و عقاید ما می آیند. » اما دوبار ه در جایی دیگر برخلاف این موضع را می بینمیم که بهزاد نبوی می گوید: « هیچ دلیل نمی بینم که آمریکا بتواند رابطه ما را با دنیا خراب کند. اگر این تفکر بر سیاست خارجی ما حاکم باشد که با هر دولتی رابطه می گیریم در واقع مقصود تویی کعبه و بت خانه بهانه است یعنی این کانالی به امریکا بزنیم ، این ما را به یک موضع انفعالی می کشاند. ما با یک سری روابط استراتژیک در دنیا برای خودمان تعریف می کنیم و روی آن روابط کار کنیم ... نمی خواهیم با امریکا بجنگیم ولی می خواهیم نگذاریم آمریکا ما را بخورد

کدامیک موضع را باید قبول کنیم؟!

 گردش ۱۸۰ درجه به چپ  آقای نبوی را برحسب جهالت بگذاریم یا خیانت؟ 

 

نوشته شده توسط الف.م در ساعت  | لینک  | 

۱۳۸۹/۱۲/۱۹ در شاهد دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان  با امام خامنه ای بودیم. چیزی که در این دیدار رخ می نمود مسئله اختصاص دادن بیشتر زمان به رفتار صواب یا ناصواب در مقابل با انحرافات و اشتباهات سیاسی وهمچنین الگوگیری کشورهای اسلامی از ایران بود. هرچند که همه مباحث مطرح شده  به صورت غیر مستقیم در  ارتباط با خبرگان بود اما وظایف سربازان جنگ نرم و گوشزد کردن به آنها بیشتر جلوه گر بود.

گزیده ای از بیانات امام خامنه ای:

"- هرگونه هتك حرمت و رفتارهاي غير اخلاقي و توهين آميز، "خلاف شرع، مخالف عقل سياسي و ضربه به جمهوري اسلامي است و خداوند را خشمگين مي سازد."

- انتقاد، مخالفت و "بيان صريح و شجاعانه عقايد" بدون اشكال اما همة اين مسائل بايد بدور از "هتك حرمت و اهانت و فحاشي"، بيان شود تا اعصاب جامعه و آرامش مردم را بر هم نزند و همه در اين زمينه مسئولند.

- پيام من به همه كساني كه حرف مي زنند و يا در مطبوعات، وبلاگ ها و محيط هاي ديگر مي نويسند اين است كه مخالفت كردن، رد كردن و محكوم كردن يك فكر سياسي و ديني يك چيز است و ابتلاي به رفتار غير اخلاقي و دشنام و هتك حرمت چيز ديگر. من اين مسائل غير اخلاقي را قاطعانه و بطور كامل رد مي كنم و نبايد انجام شود.
- برخي جوانان با اخلاص، مؤمن و خوب، متأسفانه تصور ميكنند اينگونه اقدامات وظيفه است اما اين رفتارها، دقيقاً خلاف و عكس وظيفه است.
- همانگونه كه امام نيز مي فرمود: گاهي نفوذي ها وارد اجتماعات اشخاص مؤمن و مخلص مي شوند و آنها را به حركتي انحرافي مي كشانند كه از اين هم، نبايد غفلت كرد.
- از همه، بخصوص جوانان عزيز مي خواهم كه نگذارند فضاي غيبت، تهمت، هتاكي و شكسته شدن حريم ها ادامه پيدا كند كه اگر ادامه يابد مانند يك بيماري به همه چيز سرايت ميكند.

- برخي رفتارهاي غير اخلاقي در بعضي نماز جمعه ها يا محيط هاي درس غلط اندر غلط است.

- رفتارهاي غير اخلاقي و توهين آميز، مخالف مصلحت انقلاب و كشور است، موجب  اختلاف و دو دستگي مي شود و به شكوه و عظمت نظام اسلامي ضربه مي زند و به جوانان نصيحت مي كنم كاملاً از آن خودداري كنند.
- مواضع درست، بيان صحيح و پرهيز از تأثيرپذيري از خبرهاي دروغ جزو وظايفي است كه بزرگان بايد به آن كاملاً توجه كنند.
ايشان در همين زمينه افزودند برخي افراد، خدمات و تلاشهاي نظام، و زحمات شبانه‌روزي و مخلصانه مسئولان از جمله دولت مردان را با شنيدن يك خبر دروغ، زير سؤال مي برند كه اين رفتار هم خلاف است و بايد از آن پرهيز شود."


نکته ای که در سریال مختارنامه نظر من را به خودش جلب می کند توجه به مقتضیات زمان برای تصمیم گیریهاست. و در این هفته چند مورد بیشتر رخ می نمود:

1- مشابهت در موضوع جلوگیری از مرگ حاکم اسبق زبیری کوفه با عدم محاکمه سران فتنه و... . که این امر خود عاملیست در جهت: 1- جذب حداکثری نیرو برای روز مبادا 2- دفع کمترین صدمه به نظام.

2- مشابهت مجازات دلسوختگان اسلام و عاشقان علی به جرم تخطی از قوانین و عدم ولایت پذیری، با اقدامات دلسوختگان انقلابی که با اعمال رادیکالی باعث ایجاد تنش شدند و  البته تا حدی توسط قوه قضائیه مورد حسابرسی واقع شدند.

3- تعداد زیادی از ما مطالبه محاکمه سران فتنه را کردیم اما ولایت پذیری و قواعد سیاسی را فراموش نکنیم.

4- عدالت در صف اول واجبات قرار می گیرد، اما اجرای عدالت فقط در دست مسئولش است نه هر احساس مسئولیتی و نه قانون هر فردی!

نوشته شده توسط الف.م در ساعت  | لینک  | 

امام خمینی:

جنگ امروز جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمی شناسد و ما باید در جنگ اعتقادمایمان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه بیندازیم.

امام خامنه ای:

ما به دنبال بیدار کردن روح حماسه و عزت در همه امت اسلامی هستیم.

نوشته شده توسط الف.م در ساعت  | لینک  |